فاطمه سما و زهرا فرشته های آسمانی مامان و بابا
اللهم ارزقنی وَلَداً واجعَلهُ تقیاً زکیاً لیس فی خَلقِهِ زیادهٌ و لا نُقصانٌ و اجعل عاقبتَهُ الی خیر
قالب وبلاگ

سلام بر عسل مامان و بابا

عید شما مبارک. ان شاالله درپناه مولا علی سلامت باشی.

من و بابایی و مامان جون و باباجون و حمیدرضا با خانواده زهرا جونی ساعت 6 صبح روز پنجشنبه راهی آهو شدیم و ساعت 10 بود که رسیدیم خونه عمومحسن و بعد از ناهار با ابوالفضل و دختر عموها و حمیدرضا رفتیم باغ دربند و هوا خیلی عالی بود و غروب خیلی قشنگی بود و کلی عکس های پاییزی انداختیم . روز جمعه هم تا عصر آهو بودیم و ناهار خونه زهرا جونی دعوت داشتیم زهرا برای من سوپ توی دیگ مسی خودش گذاشته بود و خیلی خوشمزه هم شده بود و عصر باباجونی من و ابوالفضلی رو برد مزرعه نو و رفتیم خونه علینقی ننه (مادربزرگ ابوالفضلی) چون که سید بود و باهاش عیددیدنی کردیم. شب هم یه سر رفتیم خونه عمه معصومه و عمه جونی پاش ضربه دیده بود و آتل بندی بود. صبح عید هم مردم مزرعه نو می آمدند عیدی ننه و ماهم تا ساعت 11 مزرعه نو بودیم و بعد باباجونی اینا اومدند دنبال ما و راهی تهران شدیم. ناهار هم مهمون باباجونی توی رستوران زیتون بودیم و خیلی به همه خوش گذشت.

و اما اینکه دیشب با ابوالفضلی رفتیم بوستان ولایت برای نمایش شب آفتابی که خیلی خیلی عالی بود و به من و ابوالفضلی خیلی خوش گذشت و واقعاَ معرکه بود. جای همه دوستان خیلی خالی بود.

 

عکس های آهو در ادامه مطلب


زهرا خانم در اولین ساعات ورود به آهو

و باز هم زهرای عسل بلا

ز

زهرای ناز نازی که موقع گرفتن ناخن ها توسط بابا جونی حسابی درگیره و ناراحت نیشخند

زهرا خانوم بعد از گرفتن ناخن ها در حیاط خونه عمو محسن- آماده شیطنت

تفرج عصرگاهی در باغ دربند آهو

مرد کوچک و ابوالفضلی در بالای درخت گردو- ترس حمیدرضا توی عکس اولی کاملاَ مشخصهسوالنگران

حمیدرضا و زهرا و نمایی از آهو

بچه ها روی کرسی (خیلی خوش گذشتزبان)

این هم عکس از علینقی ننه مادر بزرگ ابوالفضلی که سادات و ما هم خیلی دوستش داریم و فوق العاده مهربونه. ان شاالله خدا بهش عمر باعزت بده. الهی آمین فرشته

[ ۱۳٩۱/۸/۱٤ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ذکر دل بود یا علی مدد بی حد و عدد یا علی مدد ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی من و همسر عزیزم ابوالفضل 18 آبان ماه سال 86 پیوند آسمونی بستیم و 21 مرداد سال 87 با هم همخونه شدیم و خاطراتمون رو با هم اینجا ثبت می کنیم به یادگار برای عزیزانمون انشاالله که لایق تربیت فرزندانی علوی و مهدوی باشیم. روز نهم فروردین ماه 93خدای مهربون ما رو لایق پدر و مادر شدن کرد. فرشته کوچولوی ما فاطمه سما امانت بزرگ خداوند رحمان به ماست.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
Daisypath Anniversary tickers


線香花火ブログパーツ

[PR] 面白タイピングに挑戦!

Lilypie - Personal pictureLilypie Maternity tickers
  • بک لینک | قالب وبلاگ