فاطمه سما و زهرا فرشته های آسمانی مامان و بابا
اللهم ارزقنی وَلَداً واجعَلهُ تقیاً زکیاً لیس فی خَلقِهِ زیادهٌ و لا نُقصانٌ و اجعل عاقبتَهُ الی خیر
قالب وبلاگ

سلام مامانی گلم

امروز خیلی خیلی خوشحالم.

خدا خیلی بهمون لطف کرده و نی نی خاله سالم سالم توی دلشه و داره شیطونی می کنه.Baby Girl

امورز خاله محبوبه رفته بود سونوگرافی برای چکاپ و هفته قبل هم جواب کاریوتایپ آمنیوسنتزش رو گرفته بود و به لطف آقا امام حسین که جان عالمی به فداش نتیجه اش خیلی خوب بود. من هم که مثل همیشه پشت سر هم بهش زنگ میزدم و آمار میگرفتم که چیکار میکنه.

و اما ساعت 1 بود که به خاله زنگ زدم و پیش دکتر ر.حیمی شعر.باف سونو کرده بود و خدارو هزاران هزار بار شکر که مایعی که دور ریه های نی نی جمع شده بود و مقدارش هم خیلی زیاد بود و نگران کننده بود به مدد آقا امام رضا (ع) و حضرت ابالفضل باب الحوائج (ع) و نظر مخصوص حضرت علی اکبر (ع) تخلیه شده بود و خیلی خیلی خوشحال شدیم.

منم سریع زنگ زدم به بابابزرگ و بهش خبر دادم و بابایی هم خیلی خوشحال شد و کلی هم منو دعا کرد.

امیدوارم به حق صاحب الزمان همه مریض ها شفای عاجل پیدا کنند و دل خانواده هاشون شاد بشه.

راستی من دیشب خواب خیلی خیلی خوبی دیدم. با اینکه حسابی سرماخورده بودم و حال ندار ولی خواب دیشب خیلی روحیه ام رو عوض کرد و کلی بهم انرژی داد. انشاالله که زود زود خوابم تعبیر بشه.

و اینکه برای شما هم یه چاره هایی اندیشیدیم و انشاالله که با نی نی دوست بابا میایی پیشمون.Gemini

تعطیلات آخر هفته هم حسابی سرمون شلوغ بود و پنجشنبه از سرکار رفتیم خونه عمه جونی و مامان بزرگی آش جو درست کرده بود و خاله های ابوالفضلی و دایی مصطفی هم اونجا بودند و خیلی خوش گذشت و کلی با علیرضای دایی بازی کردیم و عالی بود.

شب هم رفتیم خونه مامان جونی و بابایی من که اونا هم مهمون داشتند و خاله ملک اینا از کرج اومده بودند و محمدحسین هم بود و خیلی ناناز شده و با هم بازی کردیم. البته حمیدرضا هم بود.

صبح جمعه هم ابوالفضلی رفت سرکار. زن و بچه خرج داره خوب. بنده هم رفتم خونه مامانی علاوه بر مهمون های دیشب دایی ابوالفضلمو بچه هاش و خاله معصومه هم ناهار اونجا بودند.

نخیر مهمونی ها هنوز تموم نشده. وشب هم عمه فاطمه جونی اینا اومدند خونه مامانی و خلاصه کلی خوش گذشت.

[ ۱۳٩۱/٩/۱۸ ] [ ۳:۳٥ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ذکر دل بود یا علی مدد بی حد و عدد یا علی مدد ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی من و همسر عزیزم ابوالفضل 18 آبان ماه سال 86 پیوند آسمونی بستیم و 21 مرداد سال 87 با هم همخونه شدیم و خاطراتمون رو با هم اینجا ثبت می کنیم به یادگار برای عزیزانمون انشاالله که لایق تربیت فرزندانی علوی و مهدوی باشیم. روز نهم فروردین ماه 93خدای مهربون ما رو لایق پدر و مادر شدن کرد. فرشته کوچولوی ما فاطمه سما امانت بزرگ خداوند رحمان به ماست.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
Daisypath Anniversary tickers


線香花火ブログパーツ

[PR] 面白タイピングに挑戦!

Lilypie - Personal pictureLilypie Maternity tickers
  • بک لینک | قالب وبلاگ