فاطمه سما و زهرا فرشته های آسمانی مامان و بابا
اللهم ارزقنی وَلَداً واجعَلهُ تقیاً زکیاً لیس فی خَلقِهِ زیادهٌ و لا نُقصانٌ و اجعل عاقبتَهُ الی خیر
قالب وبلاگ

سلام و صد سلام به عسل طلای مامان

سال نو مبارک.

روزهای بهاری و تعطیلات تند تند سپری شدند و ما همچنان در انتظار خبر آمدن نی نی که فعلاً خبری در راه نیست. بنده از روز چهارشنبه کار رو شروع کردم و سرم هم شلوغ بود. ابوالفضلی هم از روز 5 فروردین هر روز اومده سر کار و  در این سال حماسه اقتصادی حسابی ترکونده.

павлинجونم برات بگه که با عمواحمد اینا روز 29 اسفند راهی مزرعه نو شدیم و سال تحویل کنار مامان بزرگ و بابابزرگ بودیم و علینقی ننه هم که سید هستند موقع تحویل سال پیش ما بودند و انشاالله با عنایت جدشون امام حسین (ع) سال خوبی برای همه ی ما باشه و قرین سلامتی و دل خوشی و عافیت باشه.

павлинروز اول فروردین یکی از به یادموندنی ترین اولین ها برای ما شد و خاله محبوبه جونی به سلامتی و پس از طی 12 ساعت درد و استرس فارغ شدند و گل پسمل خوشگل ما علی اکبر جونی ساعت 1 روز 1392/1/1 چشم های قشنگش رو به دنیا باز کرد  546.gifباعث شادی هممون شد. از اینکه موقع تولد کنار خاله و مامان جونم نبودم خیلی ناراحت بودم و دلم یه ذره شده بود برای دیدن قندعسل عشقم.

45.gif

павлинروز دوم فروردین رفتیم دستجرده دیدنی باباحاجی و مادر. همه ی خاله ها و دایی های ابوالفضلی هم اونجا بودند و خیلی خوش گذشت. خدا رو شکر امسال عید ماشین韩站手绘日志图标0017 داشتیم و از بابت رفت و آمد خیالمون راحت بود و عصر هم یه سر رفتیم آهو عید دیدنی عموها و یه سر هم رفتیم هزارآباد خونه عمه فاطمه جونی و شب هم برگشتیم مزرعه نو و عمو رضا اینا و فاطمه و فائزه هم اومده بودند و همه دور هم بودیم و خوش گذشت.

 павлинروز سوم فروردین با فاطمه و فائزه راهی تهران شدیم و مشتاقانه به خونه مامان جون رفتیم برای دیدن علی اکبر که مامان جون اینا علی اکبر رو برده بودند برای زدن واکسن و من عکس های عل اکبر رو توی دوربین خاله جونی دیدم و ماشاالله خیلی ناناز بود و مثل برف سفید و ظهر مامان جون و باباجون اومدند و دیده بوسی تبریک عید و اولین نوه شون و بعد هم در آغوش گرفتن خواهری که مادر شده بود و نی نی قشنگش علی اکبر عشقم که خدا رو شکر سلامت بدنیا اومده بود و خیلی هم آروم بود مثل مامانش.

 

павлинروزهای بعدی عید با مامان اینا شیفتی عیددیدنی می رفتیم و بودن کنار علی اکبر هم از لذت بخش ترین قسمت های عید امسال بود و خاله شدن خیلی خیلی شیرین و دل انگیزه.

 

павлинهفتم فرودین شب هم با ابوالفضلی رفتیم کرج و شب هم خونه حمیده جون دخترخاله ام خوابیدیم و فرداش اونا کلی مهمون داشتند و با حنانه جونی و محمدحسین گل و زهرا عسلی خوش گذشت.

 

حنانه قشنگم که داره خودش رو شکلاتی می کنه

павлинروز سیزده بدر هم در کنار خانواده ابوالفضلی بودیم و رفتیم پارک کنار خونمون پارک ترنج качелиو خاله ها و دایی ها هم به ما اضافه شدند و روز خوبی بود و کلی خوش گذشت.

خاله سعیده جونی هم عید رو اومده تهران داره روزهای آخر بارداری 500.gifرو طی می کنه و همگی منتظر تولد کنجد خاله هستیم که البته اسمش شده نگار خانوم و دومین نی نی ما توی سال 92 هست.

عصر سیزدهم هم کنار مامان جون و باباجونم و خاله ای و عموحسین و علی اکبر младенецبودیم و علی اکبر اولین تولد باباش و سیزده بدر عمرش رو توی پشت بام خونه مامان جون سپری کرد بود.

павлинروز پانزدهم هم بعد از اینکه از سر کار تعطیل شدیم رفتیم دنبال مامان ابوالفضلی و مامان بزرگ رو بردیم مزرعه نو و خودمون هم رفتیم آهو و زهرا جونی اینا هم آهو بودند و قست آخر سریال پایتخت 2 رو که امسال کلی ما رو خندوند رو خونه زهرا اینا دسته جمعی دیدیم.

павлинصبح روز شانزدهم هم بسیار هوای دل انگیز و بارونی بود با دخترعموهام اومدیم بیرون یه دوری بزنیم که سر از تفرش درآوردیم و منظره های بکر و بارون خورده و قشنگی رو دیدیم و عصر هم رفیتم دنبال مامان بزرگی به سلامتی برگشتیم تهران.

 

عکس امامزاده عبدالله (امامزاده بالا)- روستای آهو

عکس امامزاده بی بی شهربانو (امامزاده پایین)-روستای آهوtotalgifs.com barrinhas gif gif line.gif

بله عزیزم این بود تعطیلات نورزوی ما که خدا رو شکر بهمون خوش گذشت و با انرژی مضاعف سال کاری 92 رو شروع کردیم.

برای دیدن بقیه عکس ها لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 


عکس سه روزگی علی اکبر عشقم

مبینا و علی اکبر (نیگاش کن داره یه چشمی نگامون می کنه. خاله فدات)

آجیل های امسال ما- ترکیب سنتی و مدرن (تحریم پسته) 

موش موشی خاله

 

مبینا خانوم و عسل طلای خاله 

مبینا و حمیدرضا-بازی در یک عصر بهاری-حیاط خونمونابرو

 

[ ۱۳٩٢/۱/۱٧ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ذکر دل بود یا علی مدد بی حد و عدد یا علی مدد ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی من و همسر عزیزم ابوالفضل 18 آبان ماه سال 86 پیوند آسمونی بستیم و 21 مرداد سال 87 با هم همخونه شدیم و خاطراتمون رو با هم اینجا ثبت می کنیم به یادگار برای عزیزانمون انشاالله که لایق تربیت فرزندانی علوی و مهدوی باشیم. روز نهم فروردین ماه 93خدای مهربون ما رو لایق پدر و مادر شدن کرد. فرشته کوچولوی ما فاطمه سما امانت بزرگ خداوند رحمان به ماست.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
Daisypath Anniversary tickers


線香花火ブログパーツ

[PR] 面白タイピングに挑戦!

Lilypie - Personal pictureLilypie Maternity tickers
  • بک لینک | قالب وبلاگ