فاطمه سما و زهرا فرشته های آسمانی مامان و بابا
اللهم ارزقنی وَلَداً واجعَلهُ تقیاً زکیاً لیس فی خَلقِهِ زیادهٌ و لا نُقصانٌ و اجعل عاقبتَهُ الی خیر
قالب وبلاگ

سلام عزیزکم

دیشب جلسه قرآن بود و هیات مدیره هم برگزار شد و بچه ها کارهای کلاژ مربوط به فصل ها رو آورده بودند که کارهاشون پر از خلاقیت و زیبایی بود.

فصل بهار رو هم قرار ود مبینا خانوم درست کنه که غایب بود.

زینب جون هم بخاطر اعتراض به توهینی که به پیامبر مهربان ما شده بود یک سری شکلات برای بچه ها آورده بود و روش نوشته بود مرگ بر فرانسه و روی پاکت هم نوشته بود که من عاشق محمد (ص) هستم.

الحمدلله علی کل نعمه

[ ۱۳٩۳/۱۱/۳ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام عضو کوچیک هیات مدیره

آخرین جلسه هیات شب ولادت پیامبر مهربان (ص) بود. موضوع جلسه در مورد سرگذشت یک انسان بزرگ بود.

فاطمه در مورد دکتر آذر، فائزه در مورد حبیب ابن مظاهر، حمیدرضا در مورد دکتر چمران، زینب در مورد وهب و مبینا درباره پرفسور حسابی تحقیق کرده بودند که خیلی عالی بود.

موضوع جلسه بعد کاردستی و تحقیق درباره فصل های سال هست.

من عاشق هیات مدیره هستم و بودن کنار شما برام خیلی عالیه.

این روزها توهین به بهترین بشر روی زمین، پیامبر رحمت و مهر خیلی دلگیر و ناراحتمان کرده. ان شاءالله آقای مهربان ما زودتر ظهور کنه.

الحمدلله علی کل نعمه

[ ۱۳٩۳/۱٠/۳٠ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام عزیزم

این روزها دوباره خاله سعیده جون تهران هستند و هیات مدیره فعال.

ما توی هیات مدیره در مورد مسائل زیادی با بچه ها صحبت می کنیم و کاردستی و نقاشی های زیادی هم بچه ها درست کردند.

گروه سرود داریم که شعر معنی نداره هرگز و یه شعر در مورد آب رو برای بزرگترها هم خوندند و بچه ها سفیران آب هستند و  یک جلسه در مورد مصرف آب برامون توضیح دادند.

مسائلی مثل زباله ها و بیماریها و چگونگی مصرف پول رو با بچه ها بررسی کردیم و توی ماه محرم هم بچه ها در مورد واقعه عاشورا و یاران امام عشق تحقیق کردند و حتی برای بزرگترها هم کنفرانس دادند.

خدا رو شکر هیات مدیره پیشرفت قابل توجهی داشته.

اینم یک عکس از هیات مدیره که خونه ما مهمونی بودند.

الحمدلله علی کل نعمه

[ ۱۳٩۳/٩/۱٩ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام عزیزکم

اخرین  روزهاى ماه مبارک براى افطارى دایى مرتضى ابجى سعیده جونم و نگار اومدند. تهران و ما رو حساب غافلگیر کردند. اون شب هیات مدیره هم براى تولد خاله سعیده کیک خریدند و حسابى خاله رو سورپرایز کردیم. 

بعد از عید فطر که از آهو اومدیم تولد زینب بود.

 با اومدن خاله هیات مدیره بشدت فعال شد و جشنواره تابستانه رو شروع کردیم. 

اولین برنامه پارک بانوان دسته جمعى که خیلى خوب بود.

بعد هم اموزش آشپزى که با بچه ها پیراشکى درست کردیم.

علی اکبر و نگار

برنامه بعد خانه اسباب بازى. به بچه ها خیلى خوش گذشت.

مسابقه حفظ سوره واقعه هم بعد از رفتن خاله سعیده در ایام ولادت امام رضا (ع)در پارک اناری برگزار شد.  ابجى فاطمه و ابجى فائزه برنده شدند.

 

خدا رو شکر روزهاى تابستانى عالى بودند. 

الحمدلله علی کل نعمه

[ ۱۳٩۳/٦/٢۳ ] [ ٦:٤٧ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام گل دختر مامان

دیشب جلسه هیات مدیره داشتیم و توی جلسه دیشب برای فائزه جونی جشن تکلیف گرفتیم و به هممون خیلی خوش گذشت خصوصاً به فائزه خانوم. بچه ها هم کلی در مورد تکالیف و واجبات دینی مطلب آورده بودند.

 

امروز عصر هم با عمه جون و حسین آقا و فاطمه و فائزه و مبینا و زینب رفتیم سینما پایتخت و یکی از فیلم های جشنواره فجر رو که اسمش روزگاری عشق و خیانت بود رو دیدیم که اصلاً جالب نبود ولی بعدش رفتیم پارک ساعی و بابا ابوالفضلی و بچه ها حسابی برف بازی کردند و کلی خندیدیم و خوش گذشت.

 


الحمدلله علی کل نعمه

[ ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ] [ ۸:۱٢ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

عسل مامانی سلام

توی این پست می خوام برات عکس کسانی رو بذارم که انشاالله ذر آینده دوست های خوبی برای هم خواهید بود.

 

هر روز کلی نامه محبت آمیز از طرف دوستای هیات مدیره ایت به دستمون میرسه که خیلی خوشحالمون می کنه و پر از محبت و عشقند و همشون بیصبرانه منتظر تولد شما هستند.

وقتی موقع ورود به خونه لای در یه نامه یا یه نقاشی می بینم یا وقتی که گاه و بیگاه نامه های مهربانانه ای به دستم میرسه خدا رو شکر می کنم که همچین فرشته هایی در کنارمون هستند و از اینکه دوستای به این خوبی داری خوشحالم.

فاطمه جون، فائزه خانوم، و مبینای عزیزم، من و فاطمه سما خیلی خیلی دوستتون داریم و از اینکه خواهرهای گل دخترم هستید خیلی خوشحالم.

دایی حمیدرضای عزیز ممنون که حواست به ما هست.

گروه سرود صاحب الزمان (عج)- سرود معنی نداره هرگز

[ ۱۳٩٢/۱۱/۳ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام بر فاطمه سما جون

الحمدلله روزهای شیرین بارداری بسلامتی در حال سپری شدن هست. البته یه کم جواب تست تحمل گلوکزم مشکوک بود و با بابایی رفتیم پیش متخصص غدد و خانوم دکتر خیلی مهربون بود و گفت با رعایت رژیم غذایی و پیاده روی مشکل خاصی نیست و سه بار دیگه هم تا آخر باداری برام آزمایش نوشت.

مامان جون و باباجونی هم زائر امام مهربانی ها هستند و دلمون خیلی خیلی براشون تنگ شده و جاشون خالیه.

و اما عنوان پست در مورد نماز جماعت  عزیزای من بود که قبل از جلسه قران خونه ما بودند و با بابا ابوالفضلی نماز جماعت خوندند. از خدای مهربون می خوام به حق مولودهای بزرگوار این ماه شما هم از نمازخون های واقعی و مومن باشی. الهی آمین

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٢/۱۱/۳ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]

سلام بر دختر کوچولوی مامانی

توی این پست میخوام برات از یه اتفاق خیلی خوب تعریف کنم. 

هر دو هفته یک بار اعضای خانواده باباحاجی دور هم جمع میشیم و جلسه قران داریم و قران تلاوت می کنیم. از چند جلسه قبل آبجی سعیده جونم دخترها رو دور هم جمع می کرد و با بچه ها یه گروه تشکیل دادند به اسم هیات مدیره.

بعد از اینکه آبجی جونم و نگار خانومی رفتند مشهد من شدم مسئول هیات مدیره و هر جلسه با بچه ها در مورد یک موضوع صحبت می کنیم و برای جلسه بعد هم موضوعی رو مطرح می کنیم.

اولین جلسه از بچه ها خواستیم که یه کتاب درست کنند و همه ی بخش ها از موضوع و جلد و نقاشی ها کار خودشون باشه موضوع جلسه هم در مورد محرم و امام حسین (ع) بود.

جلسه دوم موضوع جلسه در مورد حضرت عباس (ع) و ادب بود و کاردستی هم نقاشی با موضوع جلوه های محرم بود و کار بچه ها فوق العاده بود.

جلسه بعدی هم که انشاالله پنجشنبه آینده هست موضوع جلسه نامه به امام رضا (ع) و نقاشی در این خصوص هست.

این جلسات خیلی مفید هستند و من کلی مطالب عالی از بچه ها یاد می گیرم و به همه ما فوق العاده خوش می گذره.

اینم گزارش فائزه جونی از جلسه اول

و این هم نقاشی جلسه دوم فاطمه خانومی

[ ۱۳٩٢/٩/٢۱ ] [ ۳:٤٦ ‎ب.ظ ] [ معصومه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

ذکر دل بود یا علی مدد بی حد و عدد یا علی مدد ولایه علی بن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی من و همسر عزیزم ابوالفضل 18 آبان ماه سال 86 پیوند آسمونی بستیم و 21 مرداد سال 87 با هم همخونه شدیم و خاطراتمون رو با هم اینجا ثبت می کنیم به یادگار برای عزیزانمون انشاالله که لایق تربیت فرزندانی علوی و مهدوی باشیم. روز نهم فروردین ماه 93خدای مهربون ما رو لایق پدر و مادر شدن کرد. فرشته کوچولوی ما فاطمه سما امانت بزرگ خداوند رحمان به ماست.
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
Daisypath Anniversary tickers


線香花火ブログパーツ

[PR] 面白タイピングに挑戦!

Lilypie - Personal pictureLilypie Maternity tickers
  • بک لینک | قالب وبلاگ