چشم

سلام نفس مامان

سه روز پیش داشتی با عزیز و علی اکبر بازی می کردی. عزیز به شما گفت که به دفتر جایزه علی اکبر دست نزنی و شما خیلی ناز گفتی چشم. من که اول فکر کردم علی اکبر گفت تا اینکه شما دوباره تکرار کردی. 

هر بار که میخواهی بگی چشم خیلی ناز و بامزه دستات رو هم باز می کنی. فدای اون دستای کوچولوت بشم من.

خداحافظی کردن رو هم یاد گرفتی و موقع بیرون اومدن دست تکون میدی.

بتقلید از علی اکبر هر چی میبینی میگی چیه؟

وقتی صدای زنگ در رو می‌شنوی میگی کیه؟ 

خدایا شکرت

الحمدلله علی کل نعمه

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهدیه

خدانگه دارش باشه انشاا...