پاییزانه

سلام سلام صدتا سلام

گل دخمل نازم صبح بارونی پاییزانه ات بخیر

و سلام ویژه خدمت همه دوستانی عزیزم علی الخصوص فاطمه جونم و مهتاب جونم که توی این مدت غیبتم هم جویای احوال بودند و شرمنده از اینکه نگرانتون کردم.  یه ماچ آبدار برای دخترهای نازتون.

القصه اینکه علت تاخیر این چند وقت این بود که در به در دنبال اینترنت بودیم و از شانس اینکه کوچه ما و چند تا کوچه اطراف امکان آنتن دهی ضعیف داشتند و بالاخره موفق به داشتن اینترنت شدیم.

خدا رو شکر با ورود به شانزده هفتگی فاطمه سما خانوم حال و روز من هم بهتر شده و الحمدلله از شر این معده درد رهایی یافتم و این روزها دارم با دخملی حسابی زندگی می کنم. الحمدلله علی کل نعمته.

بابا جون محمد روز جمعه اومدند تهران و وقتی داشتند کار می کردند خورده بودند زمین و با عمواحمد و بابا رفتند دکتر و پاشون رو گچ گرفتند و این چند روزه پیش ما هستند. مامان بزرگ هم انشاالله امروز میان و بودن در کنارشن خیلی عالیه. انشاالله بابابزرگی زودتر خوب بشه.

شما هم حسابی خانوم شدی و فاطمه و فائزه و مبینا هر روز احوالت رو می پرسند و بابایی هم همش به من پز میده که دخترم باباش رو بیشتر دوست داره و دل من رو میسوزونه. مامانی خیلی خیلی دوستت دارم. نازدونه کوچولوی منقلب

/ 2 نظر / 6 بازدید
فاطمه مامان زهرا مسافر كربلا

سلام عليكم ! بازگشت غرور آفرين شما به پرشين بلاگ رو تبريك مي گوييم ! حسابي با أعصاب و روان ما بازي كردي معصومه خانوم با اين غيبت طولاني ! يكي مي گفت بچه مردم زود بزرگ مي شه ! الان مي بينم بي ربط هم نمي گفته ! فاطمه سما جون چه زود ١٦ هفته اي شد، ما كه نفهميديم چه جوري اينقدر زود گذشت !!!!!

مهتاب

واییییییییییییییییییییییییی خدا جونم درست میبینم معصومه جونم بالاخره اومد خدارو شکر که حالتون خوبه مواظب خودتو نی نی ما باش عزیزم