حاجی

سلام عزیز دلم

مامان بزرگ و بابابزرگ 26 آذر ماه از مکه برگشتند.  شب جمعه تهران مهمونی داشتیم و بعد هم همگی رفتیم مزرعه نو. مراسم استقبال اونجا خیلی قشنگ بود و چاووشی می خوندند و همه خانوم ها با اسپند اومده بودند برای استقبال.

آبجی فائزه منتظر ورود حاجی ها

پارکینگ اسپندها

بابایی ظهر جمعه امتحان داشت و عصر اومد. جمعه شب هم مزرعه نو مهمونی بود. 

این هم میوه های آماده شده برای پذیرایی از مهمون ها

عزاداری های آخر ماه صفر رو هم مزرعه نو بودیم و چند روزی پیش فاطمه و فائزه و مبینا بودی و حسابی با هم بازی کردید.  فقط برای شیر خوردن و تعویض پوشک می اومدی پیش من. 

الحمدلله علی کل نعمه

/ 1 نظر / 35 بازدید
(-_-) افکت (-_-)

در زنـدگي براي بعضـيا از يـک روز ، از يـکجا ، از يـک نفـر بـه بعـد ديـگر هيـچ چـيز مثـل قبـل نيـست ! نـه روزهـا ، نـه رنگ هـا و نـه خيابان هـا . . . همه چيز ميشوند دلتنگي ! منم منتظرم بهم سر بزن???????? راستي???????? لطفا کامنت رو هم فراموش نکــــــن http://efect.ir