آکواریوم

سلام ماهی کوچولوی مامان

امروز می خوام از آکواریم خونمون برات بگم.

القصه این که وقتی تازه اومده بودیم خونه ای که الان توش می شینیم همسرجان تصمیم گرفت یه آکواریوم کوچولو برامون درست کنه و دست بکار شد. اول کار یه مغازه دار بدجنس دید که ناواردیم و تازه کار کلی بهمون وسایل الکی و بدرد نخور فروخت و با همکاری همدیگه آکواریم رو راه اندازی کردیم.

بعد از آتش سوزی بهمن ماه 90 که خونمون آتیش گرفت و چشمت روز بد نبینه کن فیکون شدیم ماهی های خوشگلمون هم توی دود خفه شده بودند.

بعد از تعمیرات اساسی خونه و اینکه دوباره سر و سامان گرفتیم آکواریوم مجدد احیا شد. من هم عاشق ماهی هامون و آرامش حاصل از دیدنشون هستم ولی اگه یه روز یکیشون بمیره کلی غصه می خورم و ناراحت می شم.

و این هم آکواریم قشنگ ما

 

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
مامان علی خوشتیپ

سلام عزیزم وای چه آکواریوم خوشگلی[قلب] عید بر شما هم مبارک دوستم[ماچ]

ابوالفضل

عاشقشونم[قلب]