شیرین زبون قلدر ما

خانوم گلا سلام

این پست اختصاصی برای شیرین کاری های این چند وقت فاطمه سما خانوم هست.

- به همه سلام میکنه هرجا که باشیم توی خونه و خیابون و مهمونی

- سوره توحید رو با کمک من میخونه یعنی آخرهای آیه ها رو بلده

-از یک تا ده رو با هم میشمریم و دو رو خیلی بامزه میگه و بعد از ده دست میزنه

- هر جا بریم زیارت اینقدر قشنگ ضریح رو بوس میکنه و بهش میگم به حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) سلام بده و دستش رو میزاره روی سینه و سلام میکنه

- خیلی بامزه نماز میخونه و همش درحال مسح پا برای وضو و نماز هست. رکوع و سجودش هم تلفیقی هست. یه چیزی میندازه روی سرش و قامت میبنده و الله اکبری میگه که نگو

- بجه ها رو خیلی دوست داره و عاشق خاله بازی با آبجی فاطمه و آبجی فائزه و آبجی مبینا هست.

- با دست میزنه به شکمش و میگه خرجش کردم، اینو از دایی مرتضی بابایی یاد گرفته.

- صدای یک سری از حیوانات رو تقلید میکنه، برای اینکه ما رو بترسونه یا موش میشه یا سنجاب

- شعر جوجه جوجه طلایی رو خیلی بامزه و با حرکت میخونه، خصوصا اینجا رو که میگیم " خود را دادم یک تکان، مثل رستم پهلوان"

- و اما کار بد خانوم خانوما اینه که گاز میگیره، اونم چه گازی. اگه یه چیزی بخواد و بهش ندی از این فن استفاده میکنه. دست من رو که کبود کرده و علی اکبر هم بی بهره نمونده از گازها ولی با این وجود اگه فاطمه سما رو دعوا کنیم همش ازش حمایت میکنه و با ما دعوا می کنه که فاطمنه سما کوچولو. من و بابایی هم داریم همه تلاشمون رو میکنیم تا این کار از سرش بیفته فعلا که موفق نشدیم.

/ 1 نظر / 58 بازدید
مهدیه

اخیییییی فداش عزیزم [قلب][قلب][قلب][ماچ][ماچ][ماچ]