غربالگری سه ماهه دوم

سلام خانوم گل مامان

روز دوشنبه برای دیدار دوباره با شما وقت سونوگرافی داشتم. این بار خاله محبوبه جونی و علی اکبر گلم هم همراهم بودند. 

دیدار مجدد از همکاران سابق و حال و هوای نسل امید که سه سالی رو اونجا گذرونده بودم خیلی خوب بود و بالاخره لحظه دیدار رسید. تجربه سونوی پارسال خاله جونی و اون اتفاقات عجیب استرسم رو بیشتر کرده بود. هر چند که معجزه ای که اتفاق افتاد تلخی اون تجربه رو به شیرینی عسل تبدیل کرده و حالا هر بار که به یاد اون روزها می افتیم یاد معجزه ی امام رضا (ع) می افتیم و دلمان گرم نگاه امام مهربانی ها می شود. الحمدلله علی کل نعمه.

و اما جونم برات بگه که اولش حسابی مادر و دختر درگیر بودند و دکتر گفت که کار سونو رو سخت کردیم ولی بالاخره هر دوتامون به شرایط عادت کردیم و آقای دکتر سلامت همه اعضا رو بررسی کردند. 40 دقیقه نفس گیر توی اتاق سونوگرافی بودیم و خدا رو شکر همه چیز عالی بود و دکتر گفت دخملیمون یک هفته ای هم از سن بارداری جلوتره. الحمدلله رب العالمین

/ 2 نظر / 14 بازدید
آسمونی*مامان حسین جان*

سلام عزیزم[قلب] خواهر گلم... الهی شکر .. به سلامتی ... ایشالا فاطمه سما جون زیر سایه مامان و بابای مهربونش همیشه سلامت باشه و دست و پای کوچولوی نازش همیشه برا خدا کار کنه... [ماچ] و تو هم به سلامتی و راحتی این ایام و طی کنی و زایمان خوبی داشته باشی...[گل]

مامان گلی

سلام مامانی مهربون. چقدر آپ کردی من بیخبر بودما[سوال] خداروشکر سونو سلامتی فاطمه جونی رو تایید کرده.راستی زیارتتون با تاخییر قبول باشه.اون حس دونفرتون واقعا باید گفتنی باش[خجالت]ایشالاه در پناه حضرت زهرا این دوران به راحتی سپری کنی و یه نی نی ناناس بدنیا بیاری