نگار

جونم برات بگه که این چند وقته کلی مهمون بازی بود و بهمون خوش گذشت.

جمعه 23 فروردین هم ما خونمون مهمونی داشتیم و چون که جامون تنگ بود زنعمو فاطمه جون لطف کردند و سفره رو طبقه بالا انداختیم و همه چیز خوب بود و من خیلی راضی بودم و سالاد توپی هم درست کردم که خیلی مورد استقبال مهمون هامون واقع شد. علی اکبر عشقم هم برای اولین بار مهمون خاله جونیش بودند. انشاالله زود به زود با مامان و باباش بیاد به خالش سربزنه.



پنجشنبه هم رفتیم کرج و شام خونه مریم دخترخالم دعوت داشتیم و خیلی زحمت کشیده بود و وروجک های مهمونی هم هلنا، امیرحسین، نیکناز و علی اکبر بودند. هلنا ماشاالله خیلی شیرین و خوردنی شده و حسابی شیرین زبونی و شیطنت می کرد و از دستش کلی خندیدیم.

روز جمعه هم در یک حرکت ضربتی از فروشگاه یاس کرج که وسایل هاش رو حراج گذاشته بود و همه رو به قیمت خیلی مناسب می داد یک دست مبل گرفتیم و نیم ست قبلی رو هم که خیلی وقت نمیشد که خریده بودیم بردیم خونه مامان جونم. خدا رو شکر  که این تغییرات کوچیک لحظه های زندگیمون رو شیرین میکنه و این نعمت بزرگیه.

عکس مبلمان جدیدمون

ممنون از اینکه با حوصله نوشته هام رو می خونی. دوستت دارم 

/ 2 نظر / 20 بازدید
مامانی فرشته کوچولو

سلام به مامان آینده ممنون که به وبلاگم سرزدین ایشاالله شما م هر وقت دوست داشتین زودی نی نی دار شین بیاین اینجا عکسای خوشگلشو برامون بزارین[چشمک]

ابوالفضل

وای کنجد دایی خیلی جیگری عزیزم[قلب]