آهو نامه

دلبرکم سلام

 بعلت مسافر بودن لیاقت روزه روز آخر ماه مبارک رو از دست دادم افسوسو امسال یک روز زودتر به پیشواز ماه شوال رفتیم تعجب 

نمای شب خونه بابا جونی توی آهو

نمای روز حیاط با صفای آهو

شب عید بعد از افطار توی مزرعه نو راهی آهو شدیم برای تبریک عید به مامان جون و بابا جون. علی اکبر گلم ماچهم ظهر امروز ما رو غافلگیر کردند و اومده بودند آهو و خیلی ما رو خوشحال کردند. شب تولد دختر عموجونی هوراهم بود و مراسم کادو و تبریک برپا بود.

چای آتیشی مورد علاقه همسر جان

روز عید هم همگی با همراهی علی اکبر رفتیم نماز عید برای گرفتن عیدی از خدای مهربون. امسال نماز عید رو بیرون از حسینیه خوندیم و با شیرداغ محلی و کیک هم افطار کردیم و طبق رسم آهویی ها هم آش جوخوشمزه عید خونه عمو محسن برپا بود.

درخت هایی که سه سال پیش همسرجان توی حیاط کاشته امسال به بار نشستند و من و همسرجان حسابی ذوقشون رو داریم و از دیدنشون لذت می بریم.

درخت هلو انجیریاز خود راضی

درخت هلو- هنوز میوه ها نرسیده بودند و نتونستیم محصولات باغ رو بخوریممژه

نمای دیگه از درخت هلو انجیری

روز شنبه هم با خانواده عمومحسن و دایی بابا جونی و پسردایی و دختردایی رفتیم دشت هزارخانی و ناهار رو اونجا خوردیم و خیلی خوش گذشت. 

دشت هزارخانی- چغندر و گل آفتابگردان

درخت گردو - باغ عمو محسن

دشت هزارخانی- با توجه به تعطیلات عید فطر آهو خیلی شلوغ بود

گل های بنفشی که دشت رو زیبا کرده بودند

درخت بادام- جای دوستان خالی حسابی بادام تازه خوردیم و دلی از عزا درآوردیم

حمیدرضا جان مسافر همیشه همراه ما

و زهرا خانوم ناز نازی

ماشاالله لا حول و لا قوه الا بالله 

/ 0 نظر / 22 بازدید