سفرنامه اردیبهشت

سلام عروسک مامان

دو عید بزرگ در اردیبهشت ماه داشتیم اولی روز ولادت امیرالمومنین (ع) و دومی مبعث پیامبر (ص) که الحمدلله هر دو عید رو مسافرت بودیم و خیلی خیلی خوش گذشت.

تعطیلات اول رو رفتیم کاشان (نیاسر و مشهد اردهال) و بعد هم رفتیم آهو و مزرعه نو. عمو محسن از کربلا اومده بود و رفتیم زیارت قبولی.

تعطیلات بعدی رو هم با عمو شفایی و خانمش و یسنا کوچولو رفتیم فومن. جای همه دوستان خالی باز هم مرغ ترش و باقالی و سیر خام و باقالی قاتق و رشته خشکار و اسکمو که خیلی خیلی عالی بودند.

خانواده آقای شفایی و خانمش خیلی مهمون نواز بودند و با وجود شیطنت های شما و زحمات ما رو حسابی شرمنده کردند.

روز اول رفتیم زیارت امامزاده ابراهیم و اون روز شهادت امام کاظم (ع) بود و اونجا خیلی سرد بود و خونه های چوبی دو طبقه ذاشت که اجاره می دادند و بارون هم می اومد و مه خیلی زیاد و پایین بود و انگار که توی ابرها بودیم.

روز بعد رفتیم روستای زیبای مسلکام با طبیعت بکر  و باغ چای و درخت آلوچه و مزرعه باقالی و شوید و صدای غاز و مرغابی و جوجه و جوی آب و لاک پشت کوچولو. من اونجا و آدم های اونجا رو خیلی دوست دارم و خیلی به شما هم خوش گذشت.

بعد از اونجا رفتیم دریا و ساحل زیبای گیسوم، بعد از عبور از جنگل های فوق العاده زیبا و جاده رویایی به دریا رسیدیم و فاطمه سما خانومی هم از دیدن آب حسابی ذوق زده شد و کلی آب بازی و شن بازی کرد و از خوشحالی شما من و بابایی در پوست خودمون نمیگنجیدیم.

عصر هم به ضیافت اسکمو دعوت شدیم که من و شما تند تند و با رقابت اسکمو خوردیم و خیلی خوشمزه بود. بعد هم رفتیم کرد محله و شب رو اونجا بودیم.

فردا صبح که روز عید مبعث بود رفتیم روستای شنبه بازار و زیارت سید جواد که از شهدای جنگ بود و مردم اونجا خیلی بهش اعتقاد داشتند و خیلی جای خوبی بود و بعد هم خرید سوغاتی.

عصر هم با آقای شفایی راهی تهران شدیم و یسنا هم با مامانش فومن موندند.

و این پایان ماجرای اردیبهشت دوست داشتنی ما بود.

الحمدلله علی کل نعمه 

/ 0 نظر / 28 بازدید