اولین مسافرت و روز پدر

سلام گلکم

تاخیر در وبلاگ نویسی رو به حساب تنبلی مامان نذاریاچشمک مامان حسابی با شما سرگرم شده و دیر به دیر می نویسه.

جونم برات بگه که در شب میلاد پربرکت مولود کعبه شما راهی اولین سفر شدی. من خیلی دوست داشتم که اولین سفر شما زیارت حضرت معصومه (س) باشه که قسمت نشد. ولی در عوض رفتیم دیدن مامان بزرگ و بابابزرگ و دیدن شما بهترین کادوی روز پدر برای بابابزرگی بود.

 

برای اولین بار دست های خوشگلت رو حنا گذاشتی و خیلی بامزه شدی.

یک روز هم رفتیم دیدنی عمه و عموهای مامان بزرگ ارک و دستجرده و خیلی خوش گذشت.

 

دخملی در بغل علینقی ننه مامان بزرگ بابایی که سید هستند

آهو هم رفتیم و درخت های حیاط که بابایی کاشته چاقاله داشتند و من و بابایی رو ذوق زده کردند.

 

و شما در تمام مسافرت خیلی دختر خانومی بودی و حسابی از همه دلبری می کردی عروسکم.

الحمدلله علی کل نعمه

/ 1 نظر / 11 بازدید
فائزه

فاطمه سما عکس هایت خیلی قشنگ بود عزیزم[لبخند]