زیارت+اولین دیدار وبلاگی

سلام بر فاطمه سما خانومی

برای اولین بار زائر امام مهربانی ها بودی و زیارت های دلچسب دونفره داشتیم که تک تک لحظاتش شیرین و به یادموندنی بودند. هرچند که جای بابایی حسابی خالی بود و هر دو تامون خیلی دلتنگ بودیم اما مدت زیادی بود که من با مامان جون و باباجونی زیارت نیومده بودم و کنار اونا هم خیلی بهمون خوش گذشت.

خدا رو شکر هتل اقامتون خیلی به حرم نزدیک بود و هر وقت اراده زیارت می کردیم راهی حرم امام مهربانی ها می شدیم و چون بعد از تاسوعا و عاشورا اونجا بودیم خیلی خلوت بود و زیارت عالی بود. جای همه دوستان خالی.

البته بماند که توی فرودگاه تهران بابت اینکه نامه از پزشک زنان نداشتم داشتیم از سفر جا می مووندیم ولی به یاری خدا امام رضا (ع) دعوتمون کرده بود و مهمان آقا بودیم.

این اولین تجربه سفر با زنعمو جونم بود که تجربه عالی بود و خیلی به همه ما خوش گذشت. زنعمو کلی برای دخترهاش سوعاتی خرید و مامان جون هم برای شما سوغاتی تبرک و جانماز گرفت. قربون دختر نازم برم.

و اما اینکه فاطمه جون مامان زهرا کوچولو ما رو خونه مادری زهرا خانوم برای روضه دعوت کرده بودند بابایی خیلی خیلی زحمت کشید و با اینکه خونشون خیلی دور بود روز شنبه ما رو بردند روضه. مامان زهرا جونی و مامان امیرحسین خان و مادریشون رو از نزدیک دیدیم. خیلی خیلی خانوم های خوبی بودند و از دوستی باهاشون بسیار مشعوف شدیم. هرچند که حسابی مزاحمشون شدیم و کلی باهاشون صحبت کردیم نزاشتیم از روضه استفاده کنند.

زهرا جونم و امیرحسین جونم ماشاالله خیلی بامزه و دوست داشتنی بودند و انشاالله دوست های خوبی برای شما هستند.

تشکر نوشت: فاطمه جونم دستت درد نکنه عزیزم خیلی خیلی خوشحالمون کردی عشقم.قلب 

/ 1 نظر / 15 بازدید